تحقیقات نوروسایکولوژی نشان دادهاند که مغز بخشهای مشترکی را در پردازش درد جسمی و درد اجتماعی (احساس طرد و انزوا) فعال میکند، بهخصوص قشر قدامی سینگولات (anterior cingulate cortex) و اینسولا . این موضوع توضیح میدهد چرا برخی افراد درد احساسی را بهگونهای واقعی و آزاردهنده احساس میکنند.
ارتباط در افراد مبتلا به درد مزمن
مطالعهای روی ۸۲ نفر مبتلا به درد مزمن عضلانی-اسکلتی که در یک برنامه گروهی ۱۰هفتهای ذهن–بدن شرکت کردند، نشان داد:
-
هر دو گروه برنامه درمانی، کاهش معناداری در احساس انزوای اجتماعی داشتند.
-
کاهش انزوا با بهبود قابلتوجه در عملکرد جسمی (خودگزارشی و عملکرد فیزیکی) و کاهش اضطراب و افسردگی همراه بود.
نتایج نشان داد که نتایج مثبت درمان، تا حد زیادی از کاهش احساس انزوای اجتماعی نشأت میگیرند
ارتباط در سطح جمعیت عمومی
در بحران ها (نظیر اپیدمی ها و مشکلات اجتماعی) نیز پژوهشها نشان دادند:
-
در نظرسنجی ۲۵٬۴۸۲ نفری در ژاپن، میزان درد (سردرد، دردهای عضلانی و کمر درد) در افرادی که انزوا و تنهایی بیشتری تجربه کرده بودند، بیشتر بود؛
-
اثر تنهایی و احساس انزوا بر شدت و احتمال تجربه درد آشکار بود .
بررسی نظاممند
یک مرور نظاممند جدید (۲۰۲۴) بررسی کرد:
-
انزوای اجتماعی با سلامت جسمی نامطلوب در بزرگسالان (شامل التهاب، کاهش عملکرد بدنی، افزایش خطر بیماریهای قلبی و مرگ زودرس) بهطور قابلتوجهی مرتبط است.
-
مسیرهایی از جمله التهاب مزمن، افزایش کورتیزول، کاهش مشارکت اجتماعی و سبک زندگی ناسالم در این رابطه دخیل هستند
پردازش عصبی: درد اجتماعی و جسمی در برخی نواحی مغز مشترکاند.
درمانهای گروهی: کاهش انزوا باعث بهبود عملکرد جسمی و روانی میشود.
جمعیت عمومی: تنهایی در بحرانها شدت درد را افزایش میدهد.
نظامهای سلامت: انزوا با التهاب، بیماریهای مزمن و مرگومیر مرتبط است.
منابع